تبليغاتX
گروه فرهنگی صالحون
اولین گفتار
بنام خدا
به پایگاه گروه فرهنگی صالحون خوش آمدید



گروه فرهنگی صالحون جمعی از دانشجویان ورامینی هستند که دوست دارند در زمره صالحان،زمینه ساز ظهور مصلح کل باشند
تازه ها
فرم تماس با ما

                    
شنبه هشتم بهمن 1390 :: 15:23 ::  نويسنده : محسن صداقتی :: موضوع: علما

رئيس مجلس خبرگان رهبري گفت:صداقت،صفا و صميمت از ويژگي‌هاي شهيد عبدالله ميثمي بود.

آيت‌الله مهدوي‌ كني كه شب گذشته در يادواره حجت‌الاسلام شهيد عبدالله ميثمي در تالار وزارت كشور سخن مي‌گفت،افزود:‌ من امروز از يكي از كلام‌هاي امام راحل اقتباس مي‌كنم و مي‌گويم: «شهيد ميثمي و ما ادراك ما شهيد».





آيت‌الله مهدوي كني خاطرنشان كرد:خداوند در قرآن مي‌فرمايد: مهم اين است كه بعضي به عهده خود وفا كرده‌اند و گروهي نيز منتظر وفاي عهد هستند. امتياز چنين افرادي اين است كه راه امام را پذيرفته‌اند و تا آخر ادامه خواهند داد. ثابت‌قدمان در راه انقلاب، چه در قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب مشمول اين سخن خداوند هستند.

وي يادآور شد: شهيدان و مخصوصا شهيد عبدالله ميثمي مصداق اين فرموده خداوند هستند كه هيچ چيز آنها را از راه خدا و ياد خدا باز نمي‌دارد. در آن روزي كه دلها منقلب مي‌شوند اين شهيدان مصاديق بزرگ اين آيه هستند.

بعضي گمان مي‌كردند كه با سازش‌ و سكوت مي‌توانند اسلام را حفظ كنند

رئيس مجلس خبرگان رهبري با اشاره به سازش كاري عده‌اي كه مي‌خواستند دين و اسلام را حفظ كنند، ادامه دادند:‌ بعضي گمان مي‌كردند كه با سازش‌، سكوت و ملاحظه مي‌توانند دين و اسلام را حفظ كنند. ما در دوران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي با كساني كه دعوت به سكوت و مدارا مي‌كردند مواجه بوديم. بعد از پيروزي انقلاب هم بودند و هستند افرادي كه معتقدند سكوت كنيم. ولي خداوند مي‌فرمايد:اگر شهدا و مجاهدان نبودند تمام مراكز الهي، حتي آنها كه مربوط به غير اسلام هستند مانند كنيسه‌ها و كليساها در آن نمازي باقي نمي‌ماند، اگر فقط بحث مدارا و ساختن مطرح باشد.

وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: اين حديث را ‌شنيده‌ام ولي نديده‌ام. اما مي‌گويد: هر مسجدي كه در هر جا ساخته مي‌شود قطره خون شهيدي كه در آن جا ريخته شده است را مي‌توان به دو گونه معنا كرد. معناي اولش اين است كه قطره خون شهيد منشاء ساختن مسجدهاست و معناي ديگرش نيز اين است كه در همان جا خون شهيد ريخته شده است. هر دوي اين تعبيرها صحيح است. چرا كه اگر خون شهدا نبود مساجد باقي نمي‌ماند. اگر مردان در راه خدا نباشند هيچ چيز باقي نخواهد ماند و اين مجاهدان و مبارزان در راه خداوند هستند كه دين را حفظ مي‌كنند.

آيت‌الله مهدوي كني گفت: در مقابل مجاهدان چيز ديگري هم هست كه گاهي با جهاد توأم مي‌شود و گاهي راه جهاد را ادامه مي‌دهد و آن مساله علم دين و بيان آن براي مردم است. شهداء و مجاهدان ابتدا راه را باز مي‌كنند و علما و مبلغين و انبياء هستند كه بايد اين رسالت الهي را به مردم برسانند. كساني كه تنها خشيت الهي دارند علما هستند و منظور از علما‌،علماي دين است چرا كه در اسلام، تمام علوم واجب و محترم است و هر علمي كه براي رشد و اداره بشر باشد واجب كفايي و گاهي واجب عيني است. آن علمي كه در اسلام براي آن احترام قائل شده است و به آن تكيه مي‌كند علم دين است و در صورت نبود آن، تمام علوم ديگر ابزار هواي نفساني انسان‌ها قرار مي‌گيرد.

رئيس مجلس خبرگان با اشاره به حديث «مدادالعلما افضل من دماء شهداء» خاطرنشان كرد:چرا مداد علما افضل است؟ چون كه زحمات شهداء را علما و مبلغان دين بايد حفظ، برنامه‌ريزي و هدايت كنند.

شاهکار امام راحل

آيت‌الله مهدوي كني با بيان اينكه شاهكار امام راحل اين بود كه روحانيت را با مديريت،‌ولايت و حكومت جمع كردند‌، به واقعه تاريخي جنگ فتحعلي‌شاه با روسيه اشاره كرد و گفت:‌ «مرحوم صديق مجاهد» براي اداره جنگ از عراق به ايران آمد و هنگامي كه به شهر قزوين رسيد با آب حوض مسجد وضو گرفت و مردم تمام آب را به عنوان تبرك با خود بردند. وي در آن جنگ شكست خورد چرا كه حكومت را به دست فتحعلي شاه داده بود عظمت و بزرگي او در مقابل امام ما خيلي كوچك بود چرا كه او روحانيت را در اختيار شاه قرار داده بود. كاري كه امام كرد و ديگر روحانيون قبل از آن انجام ندادند اين بود كه آنها نتوانستند در اين عرصه حكومت را خودشان به دست بگيرند.

رئيس مجلس خبرگان رهبري افزود: امام راحل برحسب تجربه واعتقاد به مقام ولايت فرمودند كه ولايت را بايد خودمان به دست بگيريم و در روزهاي اول انقلاب به قم مشرف شدند و فرمودند كه آقاي بازرگان حكومت را اداره كنند و ما هم هنگامي كه از طرف رياست جمهوري خدمت ايشان رفتيم، فرمودند:ما نمي‌خواهيم كه حكومت داشته باشيم بلكه بايد قوه قضائيه و مجلس داشته باشيم اما بعدها در همين حسينه‌ جماران فرمودند: حكومت نوپا را نمي‌شود به دست ديگراني بدهيم كه اعتقادي كه موسس آن حكومت دارد، را ندارند. امام درباره مهندس بازرگان فرمودند:او آدم خوبي است. اهل نماز شب خواندن و مسلمان است ولي خب سليقه‌اش خوب نبود و خودش هم ‌گفت كه انقلابي نيستم.

آيت‌الله مهدوي كني با بيان اينكه بنده سعادت شهادت و جانبازي را نداشتم، افزود: با مرحوم شهيد محلاتي گاه گاهي به جبهه مي‌رفتيم. در يكي از حملات شنيديم كه فرماندهان سپاه و ارتشي نزد امام آمدند و گفتند كه در اين حمله ما سه هزار شهيد داده‌ايم. اما فرمودند آنان كه شهيد شدند و نبايد غصه‌ آنان را خورد. بلند شويد برويد و ادامه كار را بگيريد. اين به اين معني نيست كه امام انسان نبودند و عواطف نداشتند، خير. امام فردي عاطفي بودند. يادم مي‌آيد در يكي از عمليات‌ها كه در دزفول انجام شده بود من مسئوليت مناطق بمباران شده را به عهده داشتم. به آنجا رفتم و جواني را ديدم كه به سر خرابه‌اي نشسته بود و گريه مي‌كرد. جلو رفتم تا به او تسليت بگويم. به من گفت 13 تن از اعضاي خانواده‌ام را از دست داده‌ام حالا آمده‌اي به من تسليت بگويي؟ جريان اين خاطره‌ را براي امام شرح دادم. امام با شنيدن اين واقعه زار زار گريه ‌كردند به گونه‌اي كه شانه‌هايشان مي‌لرزيد و فرمودند آن جوان راست مي‌گويد و حق با اوست. امام نگفتند كه آن جوان منافق و يا بي‌دين است و يا بي‌راه مي‌گويد. امام يك چنين عواطفي داشتند.

آيت الله مهدوي كني با اشاره به آمار ارائه شده مبني بر شهادت بيش از چهار هزار روحاني در ايام انقلاب و دوران دفاع مقدس نيز گفت: در طول دفاع مقدس و انقلاب از هزار نفر مردم عادي چهار نفر شهيد شده‌اند اما از هر هزار روحاني 40 نفر به شهيد رسيده اند كه شهيدان محلاتي،‌ مفتح،‌مطهري ‌،شاه آبادي و شهداي ائمه جمعه مصداق اين آمار است. حضور اين شهدا يك حضور عملي بوده است و تنها يك حضور «مداد العلمايي» نبوده است بلكه حضور آنها «دماء العلمايي نيز بوده است».

رئيس مجلس خبرگان رهبري همچنين درباره‌ شخصيت شهيد محلاتي نيز خاطرنشان كرد: شهيد محلاتي از دوستان باوفاي ما در جامعه روحانيت بود و به عقيده من شهيد مظلومي بود. چنانچه دوستانش مظلوم واقع شدند. ما قبل از انقلاب نام او را «موتورالعلماء» گذاشته بوديم چرا كه در يك شب گاهي براي اعلاميه‌هاي امام چند شهر را با ماشين‌ خودش طي مي‌كرد تا از علما براي اعلاميه‌هاي امام امضاء بگيرد.

درخواست بازرگان از علما

آيت‌الله مهدوي كني به حضور در مسجد آيت‌الله طالقاني اشاره كرد و گفت:ما قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، گاهي به مسجد آيت‌الله طالقاني مي‌رفتيم. در روزي كه مبعث پيامبر (ص) بود، مرحوم بازرگان سخنراني مي‌كرد و هميشه هم سخنراني خوبي داشت. در آن روز خطاب به علمايي كه در مجلس حضور داشتند، گفت: آقايان علما، از محراب‌ها بيرون بياييد. اسلام فقط نماز و روزه و غسل نيست. اسلام، اقتصاد، سياست‌، حكومت و مديريت دارد ما اين حرف‌ها را آن روز شنيديم وبعدها وقتي با آقاي بازرگان در شوراي انقلاب جمع شديم آقاي بازرگان گفت: آقايان، شما بازگرديد به همان مسجدهايتان. من گفتم آقاي مهندس بازرگان ما ديگر به مسجد باز نمي‌گرديم. يادت هست در مسجد مرحوم طالقاني چه مي‌گفتي؟ ما را مي‌خواهيد ابزار كنيد؟

آخوند ابزاری نشوید

رئيس مجلس خبرگان رهبري خطاب به روحانيون تأكيد كرد: آقايان،‌ آخوند ابزاري نشويد كه سياست‌ها شما را براي خواسته‌هاي خودشان ابزار كنند. روحانيت بايد استقلال فكري و عملي داشته باشد. اما معني اين حرف اين نيست كه با ولايت و دولت ناسازگاري داشته باشيد. روحاني بايد شخصيت خودش را در علم و عمل نشان دهد و وقتي چنين شخصيتي را نشان داد، مي‌تواند مستقل باشد. ما نبايد ابزار باشيم در عين حال كه بعضي وقت‌ها وظيفه‌مان اين است كه دولتي را تائيد كنيم و وارد مسائل سياسي شويم‌، اگر ابزار شويم مانند سال‌هاي سابق كه دولت‌ها علما را ابزار خودشان كردند، مي‌شويم.

آيت‌الله مهدوي كني در اين يادواره همچنين اظهار كرد:امام در وصيت‌نامه‌شان به روحانيت فرمودند كه هميشه در صحنه باشيد و در تمام انتخابات حضور داشته باشيد چرا كه روحاني بايد بصير باشد.

توصیه به روحانیون

وي ادامه داد: مي‌خواهم به برادران روحاني‌اي كه در نمايندگي ولي فقيه در سپاه فعاليت مي‌كنند، چند تذكر بدهم. ‌شما كه در اين مكان‌ها خدمت مي‌كنيد حواستان جمع باشد يكي اينكه ابزار نشويد، به صداها و نداهايي كه خلاف جهت رهبري است گوش ندهيد و به موضوعاتي كه اختلاف‌برانگيز است، گوش ندهيد. امام علماي آن زمان را دعوت كردند و فرموند: به شما اين نويد را مي‌دهم كه اين انقلاب راه خودش را خودش باز كرده و روي غلطك افتاده است، دشمن كاري را پيش نمي‌برد. شايد كارهاي ايذايي انجام دهد ولي اين انقلاب ثابت شده است. اگر باهم باشيم دشمنان كاري را پيش نمي‌برند.

دعوا ایجاد کردن هنر نیست

رئيس مجلس خبرگان رهبري به خصوصيات شهيد ميثمي اشاره كرد و افزود: او توانست ارتش و سپاه را گردهم آورد. اين هنر است و گرنه دعوا ايجاد كردن كه هنر نيست. مقصودم اين نيست كه كساني كه ضد انقلاب هستند را زيرپوشش خودمان قرار دهيم. از سوي ديگر، كساني كه داخل اين انقلاب هستند ممكن است مسئوليت‌هايشان با هم تفاوت داشته باشد. اگر ما طرفدار ولايت هستيم، بايد تا مي‌توانيم جذب حداكثري داشته باشيم.

آيت‌الله مهدوي كني با اشاره به وجود برخي اختلاف سليقه‌ها گفت: ما اكنون دشمن داخلي و خارجي زيادي داريم خودمان هم اشتباهاتي در مديريت‌مان داريم اما بايد دست يكديگر را بگيريم تا اين مشكلات جبران شود.

رئيس مجلس خبرگان رهبري، صداقت‌، صفا و صميمت را از ديگر ويژگي‌هاي شهيد ميثمي برشمرد و افزود: در بهشت دل‌هاي عقده‌اي را راه نمي‌دهند چرا كه بهشتيان اهل كينه و حسد نيستند.

سیاسی کاری بلد نیستم


رئيس مجلس خبرگان در پايان گفت: بعضي از دوستان قبول دارند كه اگر من الان حرف مي‌زنم از روي عقيده است و سياسي كاري بلد نيستم گرچه آخوند سياسي‌اي هستم اما سياسي كاري بلد نيستم حتي به تصريح رفقاي خودم، مهدوي‌كني حرفي كه زده است عقيده‌اش است. ما بايد در جمع باشيم و توسلمان به خدا، شهداء،امام زمان (عج) باشد و از خدا بخواهيم كه به راه راست هدايتمان كند. مبادا من و شما بعد از سال‌ها ورود به اين انقلاب روسياه باشيم و روزي در پيشگاه خدا حسرت بخوريم و بگوييم خدايا ما يك عده را هدايت و رهبري كرديم. آنها به بهشت مي‌روند اما ما خودمان از قافله عقب مانده‌ايم.

منبع : جهان نيوز


برچسب‌ها: رئيس مجلس خبرگان رهبري, آيت‌الله مهدوي‌ كني, حجت‌الاسلام شهيد عبدالله ميثمي, كلام‌هاي امام

شنبه هشتم بهمن 1390 :: 13:23 ::  نويسنده : محسن صداقتی :: موضوع: امام خامنه ای
تنور انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی هرچه گرم و گرم‌تر می شود، تلاش و تکاپوهای انتخاباتی هم رنگ و بوی جدی‌تری به خود می گیرد. در بین اصولگرایان هم این واقعه صادق است؛ بخش کوچک اصولگرایان که تاکیدات و درخواست‌های وحدت‌آفرین و مکرر روسای بزرگترین تشکل های دینی و روحانی کشور(آیت الله مهدوی کنی، رئیس جامعه روحانیت مبارز و آیت الله محمد یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) را نشنیده گرفتند، برای پرهیز از وحدت با بخش بزرگ اصولگرایان، به تفسیر موردنظر از سخنان و بیانات رهبر معظم انقلاب روی آورده و حتی به تخطئه آنان هم دست برده‌اند.



نکته مهمی که رهبر معظم انقلاب آن را نهی کردند؛




رهبر انقلاب فرمایشات ارزشمند متعددی درباره وحدت در داخل نیروهای انقلاب دارند که شاید برجسته ترین آن ها در سال های اخیر، پاسخ ایشان به سوال یکی از دانشجویان درباره همین موضوع باشد؛ سخنانی که با دقت در آن به راحتی می توان سوگیری تفسیر و تحلیل های جهت دار این روزهای برخی اصولگرایان را تشخیص داد.


حضرت آیت الله خامنه ای در آخرین روز مرداد ماه سال 89 در ديدار هزاران نفر از دانشجويان در این باره تصریح کردند: يك سؤال ديگر اين است كه بعضى‌ها ميگويند وحدت، بعضى‌ها ميگويند خلوص؛ شما چه ميگوئيد؟ من ميگويم هر دو. خلوص كه شما مطرح ميكنيد - كه ما بايست از فرصت استفاده كنيم و حالا كه غربال شد، يك عده‌اى را كه ناخالصى دارند، از دائره خارج كنيم - چيزى نيست كه با دعوا و كشمكش و گريبان اين و آن را گرفتن و با حركت تند و فشارآلود به وجود بيايد؛ خلوص در يك مجموعه كه اينجورى حاصل نميشود؛ ما به اين، مأمور هم نيستيم. در صدر اسلام، خوب، با پيغمبر اكرم يك عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابىّ‌بن‌كعب بود، عمار بود، كى بود، كى بود؛ اينها درجه‌ى اول و خالص‌ترينها بودند؛ عده‌اى ديگر از اينها يك مقدارى متوسطتر بودند؛ يك عده‌اى بودند كه گاهى اوقات پيغمبر حتّى به اينها تشر هم ميزد. اگر فرض كنيد پيغمبر در همان جامعه‌ى چند هزار نفرى - كه كار خالص‌سازى خيلى آسانتر بود از يك جامعه‌ى هفتاد ميليونى كشور ما - ميخواست خالص‌سازى كند، چه كار ميكرد؟ چى برايش ميماند؟ آن كه يك گناهى كرده، بايد ميرفت؛ آن كه يك تشرى شنفته، بايد ميرفت؛ آن كه در يك وقتى كه نبايد از پيغمبر اجازه‌ى مرخصى بگيرد، اجازه‌ى مرخصى گرفته، بايد ميرفت؛ آن كه زكاتش را يك خرده دير داده، بايد ميرفت؛ خوب، كسى نميماند. امروز هم همين جور است. اينجورى نيست كه شما بيائيد افراد ضعف‌الايمان را از دائره خارج كنيد، به بهانه‌ى اينكه ميخواهيم خالص كنيم؛ نه، شما هرچه ميتوانيد، دائره‌ى خلّصين را توسعه بدهيد؛ كارى كنيد كه افراد خالصى كه ميتوانند جامعه‌ى شما را خالص كنند، در جامعه بيشتر شوند؛ اين خوب است. از خودتان شروع كنيد؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ى خودتان، دوستان خودتان، تشكل خودتان، بيرون از تشكل خودتان. هرچه ميتوانيد، در حوزه‌ى نفوذ تشكل خود، براى بالا آوردن ميزان خلوصهاى فردى و جمعى تلاش كنيد؛ كه نتيجه‌ى آن، خلوص روزافزون جامعه‌ى شما خواهد شد. راه خالص كردن اين است.

 ایشان در ادامه افزودند: وحدت هم كه ما گفتيم - كه بعد سؤالات ديگرى هم در اين زمينه شده - منظور من اتحاد بر مبناى اصول است. بنابراين وحدت با كيست؟ با آن كسى كه اين اصول را قبول دارد. به همان اندازه‌اى كه اصول را قبول دارند، به همان اندازه ما با هم مرتبط و متصليم؛ اين ميشود ولايت بين مؤمنين. آن كسى كه اصول را قبول ندارد، نشان ميدهد كه اصول را قبول ندارد يا تصريح ميكند كه اصول را قبول ندارد، او قهراً از اين دائره خارج است. بنابراين با اين تفصيل و توضيحى كه عرض شد، هم طرفدار وحدتيم، هم طرفدار خلوصيم

منبع : سرویس سیاسی جهان نیوز



شنبه هشتم بهمن 1390 :: 12:15 ::  نويسنده : محسن صداقتی :: موضوع: شهدا
هميشه براي ما نسل سومي ها سؤال بوده كه به راستي همت و باكري و باقري و خرازي و كاوه و جواناني از اين دست، در آن سن و سال چگونه به آن جايگاه رسيدند كه لشگر قلوب را فرماندهي مي كردند و خاكريزهاي حماسه را فتح. آيا افسانه نبودند؟ و رسالت مصطفي اين بود كه پاسخي زنده باشد براي اين سوال. جواني كه دانسته بود امروز صحنه نبرد حق و باطل كجاست و در خط مقدم اين ميدان بود.





آنهايي كه گمان مي كنند انقلاب پير و خسته شده بايد مصطفي را بشناسند. او كه همنام چمران است و يادش را زنده كرد؛ مرد علم و جهاد.

و چه كوته نگر است آن دشمني كه گمان مي كند با گلوله مي توان اين حركت مجاهدانه را متوقف كرد. آري! مصطفي ها نمي ميرند.
از همان روزهاي اول حاج حسين گفته بود برويم و با خانواده شهيد گفت و گو كنيم. مشتاق بوديم و عجله داشتيم اما آنها بشدت درگير بودند و هر روز يك جايي مراسمي بود. بالاخره توفيق رفيق راه شد و دو روز بعد از تشريف فرمايي حضرت آقا به خانه مصطفي، مهمان خانه پدر اين دانشمند شهيد شديم و آنچه مي خوانيد ماحصل گفت و گوي ما با رحيم احمدي روشن، صديقه سالاريان و فاطمه بلوري كاشاني -پدر، مادر و همسر شهيد- است.

بعد از ظهر بود كه رسيدم منزل پدر شهيد. با آن تصوير بزرگي كه از شهيد روي ديوار ساختمان نصب بود، پيدا كردن خانه شان در كوچه كار دشواري نبود. خانه ساكت بود. نيم ساعتي زودتر از قرارمان رسيده بودم. قاب عكس مصطفي گوشه پذيرايي بود و لبخند مي زد. تا مادر خانواده بيايد، كمي با آقا روح الله حرف زدم. دوست صميمي شهيد كه هر قدر هم مي خواست خودش را عادي نشان بدهد، چشمهايش داد مي زد كه چقدر داغدار است. داغ مصطفي...
¤
مصطفي فرزند دوم خانواده است و سه خواهر دارد. خواهر بزرگ تر كارشناسي ارشد اصلاح نباتات از دانشگاه تربيت مدرس، خواهر بعدي كارشناسي ارشد اقتصاد و آخرين خواهر هم دانشجوي كارشناسي ارشد پليمر در دانشگاه امير كبير. علم و دانش در خانواده احمدي روشن اپيدمي است!
خودش هم كه دانش آموخته نخبه دانشگاه شريف در رشته شيمي. دوستش مي گويد مصطفي دنبال دكترا و مقاله ISI و اين جور حرف ها نبود. «بعضي ها دنبال اين هستند كه مقالات و تحقيقاتي داشته باشند كه از دانشگاه هاي خارج دعوتنامه بگيرند اما مصطفي نگاه مي كرد ببيند نياز واقعي كجاست، مي رفت سراغ همان.»
مادر خانه دار است و مي گويد: «خودم را وقف تربيت و تحصيل بچه ها كردم و خيلي چيزهاي ديگر كه براي بعضي ها مهم است، براي من مهم نبود.»
پدر مي گويد: «با هم رفيق بوديم. مثل دو تا دوست. هميشه مترصد بود به نحوي ما را خوشحال كند.»
¤
پدر مصطفي چند سال پيش از انقلاب وارد شهرباني مي شود. اما چون زير بار حرف زور و اوامر طاغوت نمي رفته، اغلب در زندان و زير شكنجه بوده است. اصليت پدر همداني است. مي فرستندش يزد. خانه اي مجردي اجاره مي كند. همانجاست كه صديقه خانم را كه آن روزها مدرسه مي رفته، مي بيند.
آقا رحيم اهل مسجد محل هم هست. همان مسجدي كه مادر صديقه مي رود. شنيده پدر صديقه خانم به رحمت خدا رفته و مادرش شيرزني است كه چهار دختر را با آبرومندي بزرگ مي كند. اينها را كه مي فهمد، مصمم تر مي شود و خواستگاري مي كند. مادر از اينكه يك آدم نظامي اهل مسجد و مومن است، خوشش مي آيد و اينطور مي شود كه ازدواج مي كنند. شغل رحيم تعقيب و سركوب مخالفان رژيم است اما خودش هم جزء همين مخالفان است و اطاعت نمي كند. هر روز يك دردسر و داستاني برايش درست مي كنند و بيش از آنكه در محل كار باشد در زندان و بازداشت است. بعد از پيروزي انقلاب برمي گردند همدان، محله امام زاده عبدالله. اولين و آخرين پسر خانواده احمدي روشن در همين محله متولد مي شود. اسمش را مي گذارند مصطفي. چه كسي فكرش را مي كرد اين نوزاد نحيف كه موقع تولد فقط دو كيلو وزن داشت، يك روز چنان خار چشم دشمنان اين آب و خاك مي شود كه...

برچسب‌ها: مصطفي احمدي روشن, شهيد احمدي روشن, شهيد مصطفي احمدي روشن

متن کامل                
پنجشنبه ششم بهمن 1390 :: 16:19 ::  نويسنده : محسن صداقتی :: موضوع: امام خامنه ای

حاشیه های خواندنی دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده شهید رضایی​نژاد




نقاشی آرمیتا هدیه دختر شهید به رهبر انقلاب





دختر خردسال شهید رضایی​نژاد، صمیمیتی بسیار با مهمان سرزده خود یافته بود، مهمانی که با لبخند نقاشی​های او را می​نگریست و یکی را به یادگار با خود برد.


پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری در گزارشی از حضور سرزده مقام معظم رهبری در منزل شهید رضایی نژاد نوشت: از همان لحظه‌ی ورودمان، دختربچه شروع می‌کند به ورجه وورجه توی اتاق. اسمش «آرمیتا»ست؛ آرمیتا رضایی‌نژاد؛ دختر شهید داریوش رضایی‌نژاد. 5 ساله است. احتمالا خوشحالی‌اش از این است که امروز این همه مهمان به خانه‌شان آمده. «خانه» که چه عرض کنم؛ نمی‌دانم با گذشت چندماه، توانسته اینجا را به عنوان خانه قبول کند یا نه. بعد از این که پدرش را جلوی چشمان او و مادرش شهید کردند، به‌خاطر مسائل روحی، به این محل نقل مکان کرده‌اند. خانه‌ای ظاهرا نوساز که هنوز به جز یک قاب عکس بزرگ از پدر، چیز دیگری روی دیوارهایش نصب نشده؛ حتی عکس آرمیتا روی دوش پدر هم روی میز است.
سعی می‌کنم سر صحبت را با آرمیتا باز کنم. اما بر خلاف ظاهر بازیگوشش، انگار خیلی اهل حرف زدن نیست. عمویش می‌گوید: «به این راحتی‌ها با کسی کنار نمی‌آید.» ناچار می‌شوم از تخصصم استفاده کنم. می‌روم سراغ حساس‌ترین موضوع برای دختربچه‌ها: «چی کار کردی موهات اینقدر بلند شده؟» جواب می‌دهد: «شیر خوردم.» لحن شیرین کودکانه‌اش بیشتر از بازیگوشی‌هایش جذاب است. کتابی که دستش هست را نشانم می‌دهد و از روی آن اعداد را می‌خواند. همه عددها را بلد است. به جز «صفر» که به آن می‌گوید «ده». قبول می‌کند که تا «20» برایم بشمرد و این کار را می‌کند. بعد هم کلمات نامفهومی زیر لب زمزمه می‌کند و می‌گوید: «تا 30 شمردم. اما تند تند.» ظاهراً یخش آب شده. می‌گویم کتابش را برایم بخواند. کتاب را روی زمین می‌گذارد و دراز می‌کشد برای خواندن کتاب. اما برگه‌های وسط کتاب پاره می‌شود. فوری می‌گوید: «شیطون پارش کرد.»
.....


برچسب‌ها: رهبر انقلاب, امام خامنه اي, شهید رضایی​نژاد, رهبر, شهيد

متن کامل                
دنیا منتظر حماسه حضور مردم در انتخابات باشد/ نصیحتی به کاندیداها





بی شک مواضع و رفتار امام راحل در عرصه سیاست، اخلاق، اجتماع، خانواده، اقتصاد و مدیریت، مسائل شخصی و... مثال زدنی و راهگشا بوده و هست. بینش و عمق نگری بنیانگذار جمهوری اسلامی در بیاناتشان آنقدر روشن شده بود که همه پیام های او برای ملت، حکم "حجت" را داشت و پاسخش "لبیک" بود.
 با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس، پیام امام خمینی(ره) به ملت ايران در 11 فروردين 1367(در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس شوراى اسلامى) را مرور می کنیم که گویا همین دیروز و با نگاهی به شرایط کنونی کشور صادر شده است. پیامی که به نظر می رسد مانند سال 67، امروز هم همه مردم مخاطب آن هستند.


ایشان در این پیام بر لزوم شركت در انتخابات و حفظ شئونات اسلامى و اخلاقى در تبليغات كانديداها تاکید کرده اند. با وجود آنکه ایران اسلامی در آن زمان در شرایط جنگ و بمباران قرار داشت اما در پاسخ به پیام امام(ره)، حدود 17 میلیون نفر در انتخابات مجلس سوم شرکت کردند و حضوری 60 درصدی را رقم زدند. پیام امام را در ادامه مرور می کنیم.


بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏


در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس شوراى اسلامى هستيم. گمان نمى‏كنم كه نقش و اهميت انتخابات و مجلس شوراى اسلامى بر كسى پوشيده باشد. بحمد اللَّه هر چه از عمر با بركت انقلاب شكوهمند اسلامى ما مى‏گذرد، مردم مسلمان و متعهد كشورمان به اهميت حضور و نقش تعيين‏كننده خود در تمامى صحنه‏هاى انقلاب آشناتر مى‏شوند، و راز دوام و بقا و استحكام قيام الهى خود را بهتر كشف مى‏نمايند.
هم اكنون، با توجه به آگاهى و شعور بالاى سياسى مردم خداجوى ايران، شايد ضرورتى به يادآورى اهميت شركت در انتخابات نباشد؛ ولى براى احتياط در اداى تكليف شرعى- سياسى خود نكاتى را متذكر مى‏شوم:

1- از آغاز انقلاب تا كنون، يكى از اهداف شوم و پليدى كه همواره مورد توجه استكبار جهانى و نوكران خارجى و داخلى آنان بوده است دور كردن مردم از صحنه‏هاى انقلاب و گسستن پيوندهاى پولادين آنان با آرمانهاى اجتماعى- سياسى اسلام بوده است؛ كه در راه تحقق آن به انواع حيله‏ها و ترفندهاى گوناگون متوسل شده‏اند؛ كه بحمد اللَّه سرشان به سنگ خورده است؛ و ملت پيروز و سرافراز ايران با نمايش قدرت عظيم خود در حوادث گوناگون انقلاب اين حقيقت و واقعيت را به اثبات رسانيده و نشان داده‏اند كه از درياى خروشان وحدت و انسجام آنان چيزى كم نشده و نخواهد شد. و جهانخواران ان شاء اللَّه تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدس مردم ما را به گور خواهند برد.
بعيد به نظر نمى‏رسد كه در اين روزها يكى از اهداف شرارتهاى اخير صداميان در تهديد و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشك‏باران مناطق مسكونى، علاوه بر سرپوش نهادن بر شكستهاى پياپى خود در صحنه‏هاى نبرد، رسيدن به اين هدف باشد كه حضور مردم را تحت الشعاع اين جنايات قرار دهد و از هم اكنون هم بايد مطمئن باشيم رسانه‏هاى استكبارى از عدم حضور مردم در صحنه انتخابات سخنها خواهند گفت؛ و با تحليلهاى موذيانه و القائات توأم با تهديد و ارعاب تلاش خواهند نمود ذهنها را به مسائل ديگر معطوف نمايند. غافل از آنكه امت اسلامى ايران سالهاست نشان داده‏اند كه از اين هياهوها نمى‏ترسند، و مقاوم و استوار در مقابل تمام ابرقدرتها و قدرتها مى‏ايستند؛ و به يارى خداوند متعال، ملت شريف ايران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعيت برگزار مى‏كنند؛ و مطمئناً در زير موشك و بمب هم اگر قرار بگيرند، به پاى صندوقها مى‏روند و به تكليف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود.

و اين جانب تحت هر شرايطى در انتخابات شركت مى‏كنم. و ان شاء اللَّه دنيا خواهد ديد كه مردم عزيز ايران چگونه حماسه حضور گذشته خويش را در سراسر ميهن اسلامى تكرار خواهند كرد.

2- همان طور كه بارها گفته‏ام، مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند، و هيچ فرد و يا گروه و دسته‏اى حق تحميل فرد و يا افرادى را به مردم ندارند. جامعه اسلامى ايران، كه با درايت و رشد سياسى خود جمهورى اسلامى و ارزشهاى والاى آن و حاكميت قوانين خدا را پذيرفته‏اند و به اين بيعت و پيمان بزرگ وفادار مانده‏اند، مسلّم قدرت تشخيص و انتخاب كانديداى اصلح را دارند. البته مشورت در كارها از دستورات اسلامى است. و مردم با متعهدين و معتمدين خويش مشورت مى‏نمايند. و افراد و گروهها و روحانيون در حد تذكرات قبلى در حوزه خود مى‏توانند كانديدا معرفى نمايند؛ ولى هيچ كس نبايد توقع داشته باشد كه ديگران اظهار نظر و اظهار وجود نكنند.
در هر حال، مردم با بصيرت و درايت و تحقيقْ كانديداها را شناسايى كرده، و به‏ سوابق و روحيات و خصوصيات دينى- سياسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمايند. مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند، و طعم تلخ فقر را چشيده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف، و در يك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمايه دارى، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بى‏درد، اسلام منافقين، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در يك كلمه، اسلام امريكايى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمايند. و از آنجا كه مجلس خانه همه مردم و اميد مستضعفين است، در شرايط كنونى نبايد كسى انتظار داشته باشد كه حتماً نمايندگان بايد از گروه و صنف خاصى باشند. بايد توجه داشت كه هنوز خيلى از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومين بايد حل و فصل شود. و تميز بين كسانى كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‏اند، با ديگران كار مشكلى نيست.

3- نصيحتى است از پدرى پير به تمامى نامزدهاى مجلس شوراى اسلامى كه سعى كنيد تبليغات انتخاباتى شما در چهارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام انجام شود؛ و از كارهايى كه با شئون اسلام منافات دارد جلوگيرى گردد. بايد توجه داشت كه هدف از انتخابات در نهايتْ حفظ اسلام است. اگر در تبليغات حريم مسائل اسلامى رعايت نشود، چگونه منتخبْ حافظ اسلام مى‏شود. بايد سعى شود تا خداى ناكرده به كسى توهين نگردد؛ و در صورتى كه رقيب انتخاباتى به مجلس راه يافت، به دوستى و برادرى، كه چيزى شيرينتر از آن نيست، لطمه‏اى نخورد.
ملت شهيدپرور ايران بدانند اين روزها روز امتحان الهى است. روز پرخاش عليه كسانى است كه با اسلام كينه ديرينه دارند. روز انتقام از كفر و نفاق است. روز فداكارى است. امروز روز عاشوراى حسينى است. امروز ايران كربلاست، حسينيان آماده باشيد.  «جَهِّزُوا أَنفُسَكُم بِالصَّلاحِ و السِّلاحِ» «1». نهراسيد. كه نمى‏هراسيد، كمربندهاتان را محكم كنيد. اى آزادگان و احرار بپاخيزيد. قدرتهاى بزرگ شرق و غرب مى‏خواهند شما را در زير چكمه‏ها و چنگالهاى كثيف و خونين خود خُرد كنند كه حتى آخ هم نگوييد. امروز روز مقاومت است. چنان بر صدام و امريكا و استكبار غرب سيلى زنيد كه برق آن چشمان استكبار شرق را كور كند. امروز روز درنگ نيست. امروز روز صيقل انسانيتِ انسانهاست. روز جنگ است. روز احقاق حق است. و حق را بايد گرفت. و انتظار آنكه جهانخواران ما را يارى كنند بيحاصل است. امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و ميدان نبرد است. روز نشاط عاشقان خداست. روز جشن و سرور عارفان الهى است. امروز روز نغمه سرايى فرشتگان در ستايش انسانهاى مجاهد ماست.
درنگِ امروز فرداى اسارتبارى را به دنبال دارد. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود، و زره جهاد و مقاومت پوشيد، و در افق طليعه فجر تا ظهور شمس به پيش تاخت و ضامن بقاى خون شهيدان بود.
فرزندانم، دشمن در بمباران شيميايى مناطق مسكونى نهايت قساوت و درندگى خود را نشان داده است؛ و با حمله شيميايى به مردم بى‏دفاع عراق حتى پايه‏هاى حمايت حاميان خود را نيز سست نموده است. به سوى جبهه‏ها هجوم بريد تا ضربات پى در پى شما توان و امان او را بگيرد، كه ان شاء اللَّه پيروز خواهيد شد. و السلام على عباد اللَّه الصالحين.

به تاريخ يازدهم فروردين 67


روح اللَّه الموسوي الخمينى‏


برچسب‌ها: امام خميني, انتخابات مجلس, پیام امام خمینی, ره, انقلاب اسلامي

چهارشنبه پنجم بهمن 1390 :: 11:32 ::  نويسنده : محسن صداقتی :: موضوع: فرهنگی
100 سخن گرانبها از ثامن الائمّه











1. مؤمن‌ ، مؤمن‌ واقعى‌ نيست‌ ، مگر آن‌ كه‌ سه‌ خصلت‌ در او باشد : سنتى‌ از پروردگارش‌ و سنتى‌ از پيامبرش‌ و سنتى‌ از امامش‌ . اما سنت‌ پروردگارش‌ ، پوشاندن‌ راز خود است‌ ، اما سنت‌ پيغمبرش‌ ، مدارا و نرم‌ رفتارى‌ با مردم‌ است‌ ، اما سنت‌ امامش‌ صبر كردن‌ در زمان‌ تنگدستى‌ و پريشان‌ حالى‌ است‌

(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 339)


2.  پنهان‌ كننده‌ كار نيك‌ ( پاداشش‌ ) برابر هفتاد حسنه‌ است‌ و آشكار كننده‌كار بد سرافكنده‌ است‌ ، و پنهان‌ كننده‌ كار بد آمرزيده‌ است‌

(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 4 ، ص‌ 160)


3.  از اخلاق‌ پيامبران‌ ، نظافت‌ و پاكيزگى‌ است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)


4.  امين‌ به‌ تو خيانت‌ نكرده‌ ( و نمى‌كند ) و ليكن‌ ( تو ) خائن‌ را امين‌ تصورنمودى‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)


5.  برادر بزرگتر به‌ منزله‌ پدر است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)


6.  دوست‌ هركس‌ عقل‌ او ، و دشمنش‌ جهل‌ اوست‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)


7.  دوستى‌ با مردم‌ ، نيمى‌ از عقل‌ است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)


8.  به‌ درستى‌ كه‌ خداوند ، سر و صدا و تلف‌ كردن‌ مال‌ و پر خواهشى‌ را دوست‌ندارد

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)


9.  عقل‌ شخص‌ مسلمان‌ تمام‌ نيست‌ ، مگر اين‌ كه‌ ده‌ خصلت‌ را دارا باشد : از اواميد خير باشد ، از بدى‌ او در امان‌ باشند ، خير اندك‌ ديگرى‌ را بسيار شمارد ، خير بسيار خود را اندك‌ شمارد ، هرچه‌ حاجت‌ از او خواهند دلتنگ‌ نشود ، در عمر خود از دانش‌طلبى‌ خسته‌ نشود ، فقر در راه‌ خدايش‌ از توانگرى‌ محبوبتر باشد ، خوارى‌ در راه‌ خدايش‌ از عزت‌ با دشمنش‌ محبوبتر باشد ، گمنامى‌ را از پرنامى‌ خواهانتر باشد . سپس‌ فرمود : دهمى‌ چيست‌ و چيست‌ دهمى‌ ! به‌ او گفته‌ شد : چيست‌ ؟ فرمود : احدى‌ را ننگرد جز اين‌ كه‌ بگويد او از من‌ بهتر و پرهيزگارتر است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)


10.  از امام‌ رضا ( ع‌ ) سؤال‌ شد : سفله‌ كيست‌ ؟ فرمود : آن‌ كه‌ چيزى‌ دارد كه‌از ( ياد ) خدا بازش‌ دارد

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)


11.  ايمان‌ يك‌ درجه‌ بالاتر از اسلام‌ است‌ ، و تقوا يك‌ درجه‌ بالاتر از ايمان‌است‌ ، و به‌ فرزند آدم‌ چيزى‌ بالاتر از يقين‌ داده‌ نشده‌ است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)


12.  اطعام‌ و ميهمانى‌ كردن‌ براى‌ ازدواج‌ از سنت‌ است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)


13.  پيوند خويشاوندى‌ را برقرار كنيد گرچه‌ با جرعه‌ آبى‌ باشد ، و بهترين‌ پيوندخويشاوندى‌ ، خوددارى‌ از آزار خويشاوندان‌ است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)


14.  حضرت‌ رضا ( ع‌ ) هميشه‌ به‌ اصحاب‌ خود مى‌فرمود : بر شما باد به‌ اسلحه‌پيامبران‌ ، گفته‌ شد : اسلحه‌ پيامبران‌ چيست‌ ؟ فرمود : دعا

(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 4 ، ص‌ 214)


15.  از نشانه‌هاى‌ دين‌ فهمى‌ ، حلم‌ و علم‌ است‌ ، و خاموشى‌ درى‌ از درهاى‌ حكمت‌است‌ . خاموشى‌ و سكوت‌ ، دوستى‌ آور و راهنماى‌ هر كار خيرى‌ است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)


16.  زمانى‌ بر مردم‌ خواهد آمد كه‌ در آن‌ عافيت‌ ده‌ جزء است‌ ، كه‌ نه‌ جزء آن‌ دركناره‌گيرى‌ از مردم‌ ، و يك‌ جزء آن‌ در خاموشى‌ است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)


17.  از امام‌ رضا ( ع‌ ) از حقيقت‌ توكل‌ سؤال‌ شد . فرمود : اين‌ كه‌ جز خدا ازكسى‌ نترسى‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)


18.  به‌ راستى‌ كه‌ بدترين‌ مردم‌ كسى‌ است‌ كه‌ يارى‌اش‌ را ( از مردم‌ ) باز دارد وتنها بخورد و زير دستش‌ را بزند

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)


19.  بخيل‌ را آسايشى‌ نيست‌ ، و حسود را خوشى‌ و لذتى‌ نيست‌ ، و زمامدار را وفايى‌ نيست‌ ، و دروغگو را مروت‌ و مردانگى‌ نيست‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)


20.  كسى‌ دست‌ كسى‌ را نمى‌بوسد ، زيرا بوسيدن‌ دست‌ او مانند نماز خواندن‌ براى‌اوست‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)


21.  به‌ خداوند خوشبين‌ باش‌ ، زيرا هركه‌ به‌ خدا خوشبين‌ باشد ، خدا با گمان‌خوش‌ او همراه‌ است‌ ، و هركه‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ اندك‌ خشنود باشد ، خداوند به‌ كردار اندك‌ او خشنود باشد ، و هركه‌ به‌ اندك‌ از روزى‌ حلال‌ خشنود باشد ، بارش‌ سبك‌ و خانواده‌اش‌ در نعمت‌ باشد و خداوند او را به‌ درد دنيا و دوايش‌ بينا سازد و او را از دنيا به‌ سلامت‌ به‌ دار السلام‌ بهشت‌ رساند

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)


22.  ايمان‌ چهار ركن‌ است‌ : توكل‌ بر خدا ، رضا به‌ قضاى‌ خدا ، تسليم‌ به‌ امرخدا ، واگذاشتن‌ كار به‌ خدا

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)


23.  از امام‌ رضا درباره‌ بهترين‌ بندگان‌ سؤال‌ شد . فرمود : آنان‌ هرگاه‌ نيكى‌كنند خوشحال‌ شوند ، و هرگاه‌ بدى‌ كنند آمرزش‌ خواهند ، و هرگاه‌ عطا شوند شكر گزارند ، و هرگاه‌ بلا بينند صبر كنند ، و هرگاه‌ خشم‌ كنند . درگذرند

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)


24.  كسى‌ كه‌ فقير مسلمانى‌ را ملاقات‌ نمايد و بر خلاف‌ سلام‌ كردنش‌ بر اغنيا براو سلام‌ كند ، در روز قيامت‌ در حالى‌ خدا را ملاقات‌ نمايد كه‌ بر او خشمگين‌ باشد

(عيون‌ اخبار الرضا ، ج‌ 2 ، ص‌ 52)


25.  از حضرت‌ امام‌ رضا ( ع‌ ) درباره‌ خوشى‌ دنيا سؤال‌ شد . فرمود : وسعت‌ منزل‌و زيادى‌ دوستان‌

(بحار الانوار ، ج‌ 76 ، ص‌ 152)


26.  زمانى‌ كه‌ حاكمان‌ دروغ‌ بگويند ، باران‌ نبارد و چون‌ زمامدار ستم‌ ورزد ،دولت‌ ، خوار گردد ، و اگر زكات‌ اموال‌ داده‌ نشود چهار پاپان‌ از بين‌ روند

(بحار الانوار ، ج‌ 73 ، ص‌ 373)


27.  هر كس‌ اندوه‌ و مشكلى‌ را از مؤمنى‌ برطرف‌ نمايد ، خداوند در روز قيامت‌اندوه‌ را از قلبش‌ برطرف‌ سازد

(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 268)


28.  بعد از انجام‌ واجبات‌ ، كارى‌ بهتر از ايجاد خوشحالى‌ براى‌ مؤمن‌ ، نزدخداوند بزرگ‌ نيست‌

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)


29.  بر شما باد به‌ ميانه‌روى‌ در فقر و ثروت‌ ، و نيكى‌ كردن‌ چه‌ كم‌ و چه‌ زياد ،زيرا خداوند متعال‌ در روز قيامت‌ يك‌ نصفه‌ خرما را چنان‌ بزرگ‌ نمايد كه‌ مانند كوه‌ احد باشد

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)


30.  به‌ ديدن‌ يكديگر رويد تا يكديگر را دوست‌ داشته‌ باشيد و دست‌ يكديگر رابفشاريد و به‌ هم‌ خشم‌ نگيريد

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)


31.  بر شما باد راز پوشى‌ در كارهاتان‌ در امور دين‌ و دنيا . روايت‌ شده‌ كه‌" افشاگرى‌ كفر است‌ " و روايت‌ شده‌ " كسى‌ كه‌ افشاى‌ اسرار مى‌كند با قاتل‌ شريك‌ است‌ " و روايت‌ شده‌ كه‌ " هرچه‌ از دشمن‌ پنهان‌ مى‌دارى‌ ، دوست‌ تو هم‌ بر آن‌ آگاهى‌ نيابد "

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)


32.  آدمى‌ نمى‌تواند از گردابهاى‌ گرفتارى‌ با پيمان‌شكنى‌ رهايى‌ يابد ، و ازچنگال‌ عقوبت‌ رهايى‌ ندارد كسى‌ كه‌ با حيله‌ به‌ ستمگرى‌ مى‌پردازد

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 349)


33.  با سلطان‌ و زمامدار با ترس‌ و احتياط همراهى‌ كن‌ ، و با دوست‌ با تواضع‌ ،و با دشمن‌ با احتياط ، و با مردم‌ با روى‌ خوش‌

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)


34.  هر كس‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ كم‌ از خدا راضى‌ باشد ، خداوند از عمل‌ كم‌ او راضى‌باشد

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)


35.  عقل‌ ، عطيه‌ و بخششى‌ است‌ از جانب‌ خدا ، و ادب‌ داشتن‌ ، تحمل‌ يك‌ مشقت‌است‌ ، و هر كس‌ با زحمت‌ ادب‌ را نگهدارد ، قادر بر آن‌ مى‌شود ، اما هر كه‌ به‌ زحمت‌ بخواهد عقل‌ را به‌ دست‌ آورد جز بر جهل‌ او افزوده‌ نمى‌شود

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 342)


36.  به‌ راستى‌ كسى‌ كه‌ در پى‌ افزايش‌ رزق‌ و روزى‌ است‌ تا با آن‌ خانواده‌ خود را اداره‌ كند ، پاداشش‌ از مجاهد در راه‌ خدا بيشتر است‌

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 339)


37.  پنج‌ چيز است‌ كه‌ در هر كس‌ نباشد اميد چيزى‌ از دنيا و آخرت‌ به‌ او نداشته‌ باش‌ : كسى‌ كه‌ در نهادش‌ اعتماد نبينى‌ ، و كسى‌ كه‌ در سرشتش‌ كرم‌ نيابى‌ ، و كسى‌ كه‌ در خلق‌ و خوى‌اش‌ استوارى‌ نبينى‌ ، و كسى‌ كه‌ در نفسش‌ نجابت‌ نيابى‌ ، و) كسى‌ كه‌ از خدايش‌ ترسناك‌ نباشد

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)


38.  هرگز دو گروه‌ با هم‌ روبه‌رو نمى‌شوند ، مگر اين‌كه‌ نصرت‌ و پيروزى‌ با گروهى‌است‌ كه‌ عفو و بخشش‌ بيشترى‌ داشته‌ باشد

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)

39.  مبادا اعمال‌ نيك‌ و تلاش‌ در عبادت‌ را به‌ اتكاى‌ دوستى‌ آل‌ محمد ( ع‌ ) رهاكنيد ، و مبادا دوستى‌ آل‌ محمد ( ع‌ ) و تسليم‌ براى‌ آنان‌ را به‌ اتكاى‌ عبادت‌ از دست‌ بدهيد ، زيرا هيچ‌ كدام‌ از اين‌دو به‌ تنهايى‌ پذيرفته‌ نمى‌شود

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)


40.  عبادت‌ پر روزه‌ داشتن‌ و نماز خواندن‌ نيست‌ ، و همانا عبادت‌ پر انديشه‌كردن‌ در امر خداست‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)



متن کامل                
سه شنبه چهارم بهمن 1390 :: 16:41 ::  نويسنده : محسن صداقتی :: موضوع: فرهنگی

مهدويت و امام شناسي از منظر امام رضا (ع)




معاون پژوهشی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) با بیان اینکه منتظر برای شناخت بهتر امام عصر(عج) به روایت امام رضا(ع) در خصوص ویژگی‌های امامت توجه داشته باشد، بارزترین اندیشه مهدوی ثامن‌الحجج(ع) را درخواست تعجیل ظهور در قنوت حضرت دانست.


به گزارش  فارس ، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا فوادیان، معاون پژوهشی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) با بیان اینکه امام ‌رضا علیه‌السلام در رابطه با امامت مهدویت احادیث فراوانی را نقل کرده‌اند، اظهار داشت: با اینکه چهل سال و اندکی از عمر با برکت امام رضا علیه‌السلام می‌گذشت و ایشان صاحب فرزندی نشده بودند، لذا خداوند تبارک و تعالی در آخر عمر ثامن‌الحجج، نور چشم ایشان جواد‌الائمه علیه‌السلام را به ایشان بخشید و شیعه برای اولین بار امامت خردسال را تجربه کرد.
وی با اشاره به اینکه هنگام منتقل شدن امامت به جوادالائمه علیه‌السلام، شیعه دوران سختی را تجربه می‌کرد، افزود: لذا ضامن آهو علیه‌السلام به تبیین جایگاه عصمت در تفکر شیعه به صورت ویژه پرداختند، حدیث معروفی از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است که یک جایگاه خاصی در میان دیگر احادیث دارد و آن بیان ویژگی‌های محبت الهی و معصوم است که در «اصول کافی» یا در کتاب شریف «تحف‌العقول» آمده است.

* بیان بیش از ۱۰۰ ویژگی امامت از سوی امام رضا(ع)

حجت‌الاسلام فوادیان با بیان اینکه امام رضا علیه‌السلام به بیش از ۱۰۰ ویژگی امام در حدیث اشاره کرده‌اند، بیان داشت: امام هشتم بیان می‌کنند که عقل‌ها از فهم امامت عاجزند و هیچ اندیشه‌ای نمی‌تواند عمق مفهوم امامت را بفهمد و هیچ چشمی وسعت آن را درک نمی‌کند و در ادامه به بیش از ۱۰۰ ویژگی امام اشاره می‌کنند، بنابراین اگر امروز بخواهیم امام خود را بشناسیم، این حدیث امام بهترین منبع برای شناخت امام است.
وی با اشاره به اینکه ثامن الحجج علیه‌السلام، امام را به اجرام آسمانی و اشیاء زمینی تشبیه فرمودند، ادامه داد: «الامام کالشمس الطالعة المجللة بنورها للعالم و هی فی الافق بحیث لا تنالها الایدی والابصار»، امام خورشید است،امام خورشید فروزان هستی است، اگر خورشید نباشد، همه هستی به هم می‌ریزد، همچنین امام ابر باران زا است،«الامام السحاب الماطر، و الغیث الهاطل».

* شناخت بهتر منتظر از امام زمان(عج) با توجه به حدیث امام رضا(ع)


معاون پژوهشی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) با بیان اینکه امام رضا(ع) «امام» را به آسمان پر از ستاره تشبیه کرده‌اند، بیان داشت: «و النجم الهادی فی غیاهب الدجی وأجواز البلدان والقفار ولجج البحار»؛ «ستاره‏ایست راهنما در شدت تاریکی‏ها، رهگذر شهرها و کویرها و گرداب دریاها -زمان جهل و فتنه و سرگردانی مردم-»، همان طور که انسان در بیابان وقتی گم شود، این ستاره‌های آسمان هستند که راه را به او نشان می‌دهند، امامت نیز این گونه است، «الامام الماء العذب علی الظَّمآء»؛ «امام، آب گوارایی است از پس تشنگی و عطش»، اگر به وسیله آب همه چیز حیات پیدا می‌کند، این به واسطه امام است که همه چیز حیات دارد انسان به واسطه آب تطهیر می‌کند، این امام است که باعث تطهیر جان‌ها می‌شود.
وی افزود: در این روایات شریف امام رضا علیه‌السلام، امام را تشبیه کردن به «الامام الانیس الرفیق والوالد الشفیق والاخ الشقیق والام البرة بالولد الصغیر ومفزع العباد فی الداهیة النآد»؛ «امام همدم و رفیق، پدر مهربان، برادر دوقلو، مادر دلسوز به کودک و پناه بندگان خدا در گرفتاری سخت است»، امام مانند مادر نسبت به فرزند شیرخوار است، یک مادر چقدر فرزند شیرخوارش را دوست دارد، امام نسبت به مخلوقین مانند مادر نسبت به فرزند است، لذا همین حدیث امام رضا کمک بسیار بزرگی برای شناخت بهتر منتظر نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه‌الشریف است.

* تعجیل در ظهور دعای قنوت ضامن آهو (ع) بود


حجت‌الاسلام فوادیان با بیان اینکه ولایتعهدی امام رضا علیه‌السلام برای برخی از شیعیان شبهه ایجاد کرده بود که ایشان همان فرزند رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است که جهان را پر از عدل خواهند کرد، اذعان داشت: آن حضرت در پاسخ «ریان بن صلت» که می‏پرسد «صاحب این امر شما هستى؟»، فرمود: «من صاحب این امر هستم، ولى آن شخصى نیستم که زمین را پس از آنکه از ظلم و ستم پر مى‌شود، آکنده از عدل و داد مى‌کند و من با این ضعف جسمى چگونه مى‌توانم آن فرد باشم، در حالی که قائم کسى است، زمانى که ظهور مى‌کند، چون مردى کهنسال و جوان رخسار هویدا مى‌شود و از حیث بدن آن قدر نیرومند است که اگر تنومندترین درخت روى زمین را با دست بگیرد ، آن را از ریشه بر مى‌کند و اگر میان کوهساران فریاد بزند، صخره‌هاى آن فرو مى‌ریزد، او عصاى موسى و انگشترى سلیمان علیهماالسلام را همراه دارد، او چهارمین فرزند من است، خداى سبحان تا آن زمان که بخواهد او را در پرده غیبت نهان مى‌دارد و سپس او را ظاهر مى‌سازد و بواسطه او زمین را که پر از ظلم و ستم شده، آکنده از عدل و داد مى‌کند».
وی با اشاره به اینکه ضامن آهو در دعای قنوت خویش تعجیل ظهور حضرت حجت ارواحناه فدا را از خداوند مسئلت می‌کردند، ادامه داد: متن دعا قنوت به این شرح است «أللّهمّ أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أیّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصدا یحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمنا یعبدک لایشرک بک شیئا ولاتجعل لأحد من خلقک علی ولیّک سلطانا وائذن له فی جهاد عدوّک و عدوّه واجعلنی من أنصاره إنّک علی کلّ شی‏ء قدیر» که نشان می‌دهد که امام رضا علیه‌السلام بخشی از لحاظات زندگی خودشان را مانند نیایش‌ها و نمازهای خود را به امام زمان اختصاص داده بودند.

* دعبل خزاعی از امام مهدی(عج) نام می‌برد و ثامن‌الحجج(ع) به احترام امام بلند می‌شود


معاونت پژوهش بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) با بیان اینکه ثامن‌الحجج با توجه به شناخت اینکه امام عصر (عج) نسخه منحصر به فرد هستی است و اینکه می‌داند عهده‌دار چه وظیفه‌ای است، ابراز داشت: به همین جهت برای تعجیل او دعا می‌کند، یعنی امام رضا علیه‌السلام به منتظر امروزی درس می‌دهد که بخشی از وقت خود را همچینین دعا، ذکر و نیایش را به امام زمان اختصاص دهد، چرا که مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه‌الشریف گل سرسبد خلقت و آفرینش است، همچینین هنگامی که شاعر معروف شیعه «دعبل خزاعی» این قسمت از قصیده خود را در محضر حضرت امام رضا علیه‌السلام خواند «خُرُوجُ اِمامٍ لا مَحالَةَ واقِعٌ یَقُومُ عَلَی اسمِ اللهِ بِالْبَرَکاتِ»؛ «ناگزیر خروج و قیام امام مهدی (عج) تحقق می‌یابد و او به نام خدا، همراه برکت‌های الهی قیام می‌کند»، در این هنگام ضامن آهو برخاستند، پس بسیار مناسب است که منتظر مهدوی با شناخت و آگاهی نسبت به وظیفه خود عمل کند



سه شنبه چهارم بهمن 1390 :: 16:21 ::  نويسنده : محسن صداقتی :: موضوع: علما


نماز از منظر آیت الله بهجت (ره)





* نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است...[1] نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همه مراتب خضوع و خشوع.


 

*   نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد.

 

  * این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز، آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند.

 

و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.

 

* یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم!

 

* اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اعراض از لغو محقق می شود، کار تمام است.

* همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است.

 

* همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست؛ برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین!

 

* در کلمات امیر المؤمنین (ع) آمده است: « وَاعْلَمْ اَنَّ کُلَّ شَی ءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ؛ بدان که تمام اعمالت، تابع نمازت می باشد»

 

 از حدیث «تَنَعَمُّوا بِعِبادَتی فِی الدُّنْیا فَاِنَّکُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِها فِی الاْخِرَةِ؛ در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید شد.» بر می آید که عبادات، قابلیت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاق بالای سر ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم.

 

 *  وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ بازمی گردد، اوّلین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: « اللَّهُمَّ اَنْتَ السَّلامُ، وَمِنْکَ السَّلامُ، وَاِلَیْکَ یَرْجِعُ، وَیَعُودُ السَّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنْکَ السَّلامُ؛ خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو بازمی گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی»

 

* چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن !... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همه بزرگها را کنار بگذارید؛ چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛

 

 ولی ما چه می دانیم که‌اینها یعنی چه! در روایت است که « لَوْ عَلِمَ المُصَلّی ما یَغْشاهُ مِنْ جَلال اللَّه لَمَا انْفَتَلَ عَنْ صَلاتِهِ؛ اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی بر نمی گرداند»

 

 *  ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزله کعبه است و نمازگزار در کعبه و حرم اَمن الهی داخل شده و بناگذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.


دوشنبه سوم بهمن 1390 :: 11:31 ::  نويسنده : محسن صداقتی :: موضوع: فرهنگی
گامهای ارتقای ایمانی جامعه‌ی اسلامی



گفتگو با حضرت آیت الله خوشوقت


اگر مسئولین به قوانین اسلام پایبند باشند، مردم هم از آنان تبعیت می‌كنند. مردم وقتی ببینند و بشنوند كه مسئولین به قوانین اسلام پایبندند و خانواده‌ی آنان هم تقید دارند، آن وقت آنها هم یاد می‌گیرند كه قوانین اسلام را در جامعه اجرا كنند. 
  

هزاران نامه‌ی دعوت به حسین علیه‌السلام نوشتند؛ او را دوست داشتند و با دشمنانش دشمن بودند؛ اصلاً شیعه‌ی او بودند. اما ناگهان ورق برمی‌گردد... همین‌ها نه تنها از او حمایت نمی‌كنند بلكه به قتل او اتفاق می‌كنند. موضوع، آن‌قدر هولناك و عجیب است كه هر وجدان بیداری را تكان می‌دهد. اگر آنها این‌چنین لغزیدند، چه ضمانتی وجود دارد كه ما نلغزیم؟ دغدغه‌ای كه باعث شد در یك جمعه شب زمستانی، بعد از نماز مغرب و عشا به منزل حضرت آیت‌الله خوشوقت برویم. آیت‌الله خوشوقت –از نخستین شاگردان علامه طباطبائی و از برجسته‌ترین عالمان اخلاق- در این گفت‌وگو به تبیین چرایی این انحراف مردم كوفه و راه مصون ماندن جامعه‌ی ما از این انحراف می‌پردازند.

تاكنون تحلیل‌های زیادی از علت بی‌وفایی مردم كوفه و آن حركت عجیبشان در پشت كردن به حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام ارائه شده است؛ تحلیل حضرت‌عالی از چرایی این اقدام مردم كوفه چیست؟

مشكل اهل كوفه این بود كه ایمانشان ضعیف بود. حضرت را تا جایی دوست داشتند كه برای خودشان ضرری نداشته باشد. آنها بی‌دین كه نشدند؛ مثل خیلی از شیعیان امروز فقط ایمانشان ضعیف بود. بیچاره‌ها حتی قلوبشان با امام حسین علیه‌السلام بود و با دشمنان او دشمن بودند، اما وقتی احساس كردند كه خطری هست، عقب كشیدند. ابن ‌زیاد تهدید كرد و گفت شما را می‌كُشم، دست می‌بُرم، پا می‌بُرم، در رفتند؛ ترسیدند. اگر كمی ایمانشان قوی بود و نترسیده بودند، به میدان می‌آمدند و شهید می‌شدند؛ همان‌طور كه امام حسین علیه‌السلام با افتخار می‌رود در دل خطر. كوفیان اما این باور را نداشتند. گفتند تا چرخ زندگی‌مان می‌چرخد، تا مزاحمت مالی و جانی در كار نیست، در كنار اهل‌بیت علیهم‌السلام هستیم. به همین خاطر وقتی دیدند اگر به طرف امام حسین علیه‌السلام بروند كشته می‌شوند، نرفتند.

چه تحولات اجتماعی و فرهنگی و اخلاقی اتفاق افتاده بود كه فكر آنان را به این‌جا رسانده بود؟

جامعه‌ی كوفه، جامعه‌ی بی‌تقوایی بود. شیعه بودند، اما ضعف ایمان داشتند. به همین خاطر در وقت امتحان فرار كردند. این فرارشان به خاطر ضعف باور بود. اگر ایمان بالایی داشتند، به شهادت افتخار می‌كردند. اصلاً علت وقوع ماجرای كربلا بی‌دینی بود.
یزید بی‌دین بود؛ سلطنت می‌خواست. دید اگر امام حسین علیه‌السلام بیعت نكند، دیگران هم ممكن است بیعت نكنند. لذا سخت گرفت. امام حسین علیه‌السلام هم دید اگر بیعت كند، دیگر اسلام از بین رفته است، چون یزید علناً دین را قبول نداشت. امام حسین علیه‌السلام چون ایمانش قوی بود، دستور خداوند را پذیرفت كه باید تو كشته شوی تا اسلام سالم بماند. اگر امام علیه‌السلام این كار را نمی‌كرد، اسلام از بین می‌رفت. آنها هم قدرت داشتند و هم پول؛ بدسابقه بودند، بت‌پرست بودند، فقط مسلمان زبانی بودند، چرا مردم به این‌ها روی آوردند؟ چون مردم از سختی گریزان بودند. این‌ها را پسندیدند و برای كشتن امام علیه‌السلام اتفاق كردند. این كار باعث شد كه بنی‌امیه حدود هشتاد سال حكومت كنند. حدود پانصد سال هم بنی‌عباس حكومت كردند. در این 580 سال خیلی از احكام اسلام از بین رفت و خلفا و سلاطین احكام اسلام را آن طوری پیاده كردند كه می‌پسندیدند.

برای این‌كه ما نیز دچار این ضعف ایمان نشویم، چه باید بكنیم؟

ضعف ایمان معلول گناه كردن و عدم پای‌بندی عملی به اسلام است. كسی كه از آزادی خود سوء استفاده می‌كند و مرتكب گناه می‌شود، خود را در وضعیت خطرناك قرار می‌دهد و دچار ضعف ایمان می‌شود. هر یك گناهی كه انجام شود، ایمان را پایین می‌آورد، اما هر مراعات قانون اسلام، ایمان را بالا می‌برد. برای این‌كه ایمان مردم بالا برود، ابتدا باید احكام اسلام را در جامعه پیاده كرد، آن وقت كارها درست می‌شود. تا زمانی كه احكام اسلامی در جامعه پیاده نشود و ایمان مردم ضعیف بماند، رشوه می‌گیرند یا نماز نمی‌خوانند یا هر كار بدی را ممكن است مرتكب شوند. در این صورت اخلاق جامعه هیچ‌وقت اصلاح نمی‌شود. ركن اخلاق، ایمان در مرحله‌ی بالا است. راه رسیدن به این ایمان هم این است كه جلوی گناه گرفته شود و مردم گناه نكنند. گناه ضد ایمان است. اگر ایمان در افراد وجود نداشته باشد، وقتی كه در معرض دید پلیس نباشند، تخلف می‌كنند. ایمان پلیس باطنی است. افراد باایمان در خانه‌ی خودشان هم تخلف نمی‌كنند.

حالا ایمان چگونه درست می‌شود؟

 با ادامه‌ی تقوا. تنها راه افزایش ایمان، عمل به قانون الهی است. اگر واجبات را انجام دهیم و محرمات را انجام ندهیم، همین كار ایمان ما را بالا می‌برد. اگر تقوا نداشتیم، ایمانمان پایین می‌آید. به‌تدریج وقتی هم كه آن ایمان مرحله‌ی اول، كه هر عقلی می‌پذیرد كه خدا هست از بین رفت، كم‌كم آدم به كفر گرایش پیدا می‌كند و بعد به سرحد كفر می‌رسد. خاصیت گناه این است كه ایمان را پایین می‌آورد، ایمان كه كم شد، انسان به سمت دنیا و گناه سوق پیدا می‌كند و بعد مرتكب گناهان بزرگ می‌شود. كسی می‌تواند از این مشكل در امان بماند كه اهل تقوا و دوری از گناه باشد.

شما وقتی به صحیفه‌ی سجادیه نگاه می‌كنید، می‌بینید كه تمام این مسائل و تمام نقاط ضعف انسان در آن مطرح شده و برای آن راهكار ارائه شده است. صحیفه‌ی سجادیه همه‌ی این خلأها را پر می‌كند. تقوا، ترك گناه، ایمان و اخلاق در آن مطرح است. ایمان و تقوا همواره در كنار اخلاق در این كتاب مطرح شده. شما می‌بینید كه امام سجاد علیه‌السلام در فرازهای اول دعای مكارم‌الاخلاق، تكامل ایمان را از خداوند مسئلت می‌كنند.1 ضعف ایمان باعث می‌شود كه انسان خمس و زكات ندهد و از جهاد فرار كند. اگر ایمان كامل شد، دیگر انسان مرتكب این گناهان نمی‌شود. این كتاب شریف، ایمان را جزئی از اخلاق حساب می‌كند، راجع به تقوا صحبت می‌كند، تقوا را هم جزئی از اخلاق حساب می‌كند.2 بنابراین نمی‌توان اخلاق را از ایمان و تقوا جدا كرد.

اگر همه‌ی افراد جامعه ایمان خود را بالا ببرند، جامعه اصلاح می‌شود، اما اگر بعضی‌ها ایمان داشته باشند و بعضی‌ها نه، آن وقت دیگر همه‌شان خوب نیستند و ممكن است این بعضی‌های خوب از آن بعضی‌های بد اثر بپذیرند. این مسئله امری طبیعی است، چون نفس اماره می‌خواهد انسان را به سمت گناه سوق بدهد.

با توجه به تشكیل نظام اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت چه وظیفه‌ای در قبال مسئله‌ی ایمان دینی مردم بر عهده دارد؟

تمام دستورات اسلام در حكم قانون است. اگر این قوانین در وهله‌ی اول اجرا نشود، قوانینی كه مردم برای زندگی دنیایی خودشان وضع می‌كنند دیگر فایده‌ای به حال آنان نخواهد داشت، زیرا از زیر بار هر قانون دیگری می‌شود فرار كرد. مثلاً ممكن است فرد با رشوه از قانون فرار كند. قوانین دیگر باید بر قانون اسلام متكی باشند. اگر قوانین دیگر با قانون اسلام مطابق بود، باید اجرا شود وگرنه اصلاً نباید اجرا شود. اگر حكومت اسلامی قوانین اسلام را در جامعه اجرا كند، هم افراد اصلاح می‌شوند و هم اجتماع. اجرای این قوانین باعث می‌شود كه گناه در جامعه كم بشود و در نتیجه لوازم ایمان فراهم می‌شود.

بنابراین حكومت اسلامی باید در مردم ایمان بالا ایجاد كند. ایمان بالا هم طبق دستور اسلام از این حاصل می‌شود كه واجبات را انجام دهیم و محرمات را ترك كنیم؛ به طور خلاصه تقوا را رعایت كنیم. حكومت هم قدرت دارد تا جلوی تخلف از قانون را بگیرد و اگر این كار را نكند، نه فرد اصلاح می‌شود و نه اجتماع. در این شرایط، وضع اجتماع سال به سال بدتر می‌شود. پس ما باید كاری كنیم كه مردم قوانین را اجرا كنند. اگر قوانین اجرا نشود، فایده‌ای ندارد. اگر طبیب، بیماری را تشخیص دهد و نسخه را هم بنویسد، اما بیمار از این نسخه استفاده نكند، مداوا نمی‌شود. احكام اسلامی باید در جامعه پیاده شود و كلید حل تمام مشكلات جامعه در عمل به این قوانین است.

البته قانون خاصیت محدودكنندگی دارد و طبع انسان، مخالف محدود شدن است. طبع انسان به دنبال آزادی است. تشكیل حكومت اسلامی برای این است كه مردم را به سمت اجرای این قوانین سوق بدهد. در جامعه‌ی اسلامی كسی كه مرتكب خلافی می‌شود، نباید احساس آسودگی كند. اصلاً نهی از منكر برای این است كه همه نسبت به عمل خلاف حساس باشند. اگر هر كسی بگوید كه این خلاف به من ربطی ندارد و تأثیری هم به حال من ندارد، این جامعه اسلامی نیست. پس اولین كار ما باید این باشد كه مردم قانون اسلام را یاد بگیرند. در مرحله‌ی بعد باید نسبت به آن ملتزم شوند و آن را عمل كنند. اگر كسی از این قوانین تخلف كرد، باید طبق دستور اسلام با او برخورد شود. اگر ما در جامعه به اندازه‌ی توان و قدرت خودمان این مسائل را مراعات كردیم، فرد و جامعه اصلاح خواهد شد.

نقطه‌ی آغاز و گام نخست برای ارتقای ایمانی جامعه‌ی اسلامی چیست؟

قدم اول این كار از مسئولین شروع می‌شود. اگر مسئولین به قوانین اسلام پایبند باشند، مردم هم از آنان تبعیت می‌كنند. مردم وقتی ببینند و بشنوند كه مسئولین به قوانین اسلام پایبندند و خانواده‌ی آنان هم تقید دارند، آن وقت آنها هم یاد می‌گیرند كه قوانین اسلام را در جامعه اجرا كنند. قاعده‌ی «النّاسُ علی دینِ مُلُوكِهِم»3 در این‌جا جاری است. اما اگر مسئولین به قانون اسلام عمل نكردند، مردم هم تدریجاً به عمل نكردن به قوانین اسلامی گرایش پیدا می‌كنند و وضع جامعه خراب می‌شود.

گام دوم عبارت از این است كه مسئولین، قانون اسلام را در جامعه پیاده كنند. با اجرای قوانین، عمل به قانون در طبقات پایین‌تر هم جریان پیدا می‌كند. اما اگر مسئولین قوانین را اجرا نكنند، مردم هم به طریق اولی آن را اجرا نمی‌كنند و در این صورت هر كاری كه در این جامعه صورت بگیرد، هیچ اثر مفیدی نخواهد داشت و آثار مضر آن هم به‌تدریج آشكار می‌شود؛ آثاری كه از عدم پایبندی مردم به قوانین اسلامی حكایت می‌كند. مردم نماز نمی‌خوانند، روزه نمی‌گیرند، زنان حجاب را رعایت نمی‌كنند و خلاصه هر كسی تا آن جایی كه بتواند، به قانون اسلام عمل نمی‌كند. وظیفه‌ی حكومت اسلامی این است كه از بروز چنین وضعی جلوگیری كند.

آنهایی كه در رأس حكومت اسلامی هستند، باید عادل باشند و به قوانین اسلامی عمل كنند. قوانین اسلام به گونه‌ای است كه هم فرد و هم اجتماع را اصلاح می‌كند و به فرد می‌گوید تا آن‌جا كه می‌توانی، باید به اجتماع هم رسیدگی كنی، منتها اول باید خودت به قوانین اسلام معتقد باشی تا بتوانی آنها را در جامعه اجرا كنی. وقتی این‌جور شدند، زیردستی‌ها هم مراقب خودشان هستند تا قوانین را رعایت كنند. تقید به قانون به همه سرایت می‌كند، اما اگر افرادی باشند كه در رأس باشند، اما قوانین را قبول نداشته باشند، مثلاً نماز نخوانند یا روزه نگیرند یا افكار غربی داشته باشند یا ولایت فقیه را قبول نداشته باشند، این دیگر حكومت اسلامی نمی‌شود. بنابراین تمام این مسائل باید تحت نظر اسلام تنظیم شود؛ هم عقاید و هم احكام و هم اخلاقی كه مسئولین در جامعه‌‌ی اسلامی اعمال می‌كنند. در غیر این صورت اگر كسی به خدا ایمان نداشته و عمل به اسلام را قبول نداشته باشد، چنین كسی چه اثری می‌تواند بر پیشرفت اسلام در جامعه داشته باشد؟ صد سال هم اگر حكومت اسلامی با این وضع باشد، هیچ تأثیری نخواهد داشت.

آیا این مواردی كه اشاره كردید، شامل حال خواص غیر از مسئولین هم می‌شود؟ یعنی آیا چنین تأثیری برای نخبگان و گروه‌های مرجع جامعه هم وجود دارد؟

بله، شامل همه‌ی خواص و كسانی است كه قدرت دارند و می‌توانند در دیگران تأثیر بگذارند. آنهایی كه زحمت كشیده‌اند، درس خوانده‌اند و بلد هستند كه چگونه جامعه را به مسیری هدایت كنند، این‌ها باید هم خودشان خوب عمل كنند و هم دیگران را به سمت عمل خوب سوق بدهند. در این صورت هم فرد درست می‌شود و هم جامعه. احكام اسلامی برای اجرا در جامعه‌ی اسلامی است، اما چون جامعه از افراد تشكیل شده، اول افراد باید تقوا را مراعات كنند و بعد در زندگی خود در جامعه تا جایی كه قدرت دارند، این احكام را به دیگران گوشزد كنند و خودشان هم آن را پیاده كنند. لذا اسلام گفته كه باید خانواده‌ی خود را مطابق تقوا و اسلام تربیت كنید. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نَارًا»4 اجتماع هم از خانواده شروع می‌شود. اگر رؤسای خانواده عمل كنند به این آیه، جامعه هم اصلاح می‌شود، اما اگر خانواده دنبال این تربیت نباشد و مثلاً دنبال ماهواره باشد، جامعه هم اصلاح نخواهد شد.

بنابراین باید ابتدا از گروه‌های بالا و از خواص شروع كرد، زیرا جهت حركت جامعه دست آنها است. مردم تشنه‌ی پیاده شدن احكام اسلامی هستند، مسئولی كه چنین دغدغه‌ای دارد و تشنه‌ی خدمت به مردم است، هرگز از كار خود نمی‌زند و نمی‌گذارد كه كار مردم بر زمین بماند، مراقب كارمندانش هم هست كه آنها هم قوانین را رعایت كنند. اگر آنها به قوانین اسلامی پایبند باشند و این قوانین را در جامعه پیاده كنند، همه ‌چیز درست می‌شود. ایمان، انسان را كنترل می‌كند تا هم مواظب خودش و هم مراقب دیگران باشد. پیاده شدن احكام اسلام همان و پیاده شدن اسلام همان. اما اگر اسلام در جامعه پیاده نشود، آن وقت فساد پیاده خواهد شد و در این‌جا خواص بیشتر مسئول هستند.

منبع :
پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری



یکشنبه دوم بهمن 1390 :: 22:52 ::  نويسنده : صالحون :: موضوع: سیاسی

قطعا بدانید فیلم جدایی نادر از سیمین اسکار را هم خواهد برد ...

شک نکنید...

کسانی که این فیلم را دیده اند ، می دانند که وقت خود را تلف کرده اند و ارزش یکبار نگاه کردن هم ندارد .

پس چرا این همه جایزه می گیرد ؟!

چطور فیلم های میلیاردی خارجی را کنار می زند ؟!

آیا تا به حال فکر کرده اید!؟

...

...

...

...

و اما سخنی با مسئولان سازمان صدا و سیما :

نمی دانم آقای ضرغامی جمعه شب ها چه ساعتی می خوابد ؟!

آیا ساعت 11 به بعد ، شبکه 3 را نگاه می کند ؟!

برنامه ای که با هزینه بیت المال و جمهوری اسلامی ایران ، علیه ایران اسلامی برنامه پخش می کند .

از مجری اش گرفته تا ...

تا به حال کشوری را ندیده ام که در رسانه ملی شان ، علیه تمام ارزش هایشان برنامه پخش کنند .

امیدوارم مسئولان سیما ، این برنامه را ببینند و مهمتر از همه ، این است که درک کنند که دارند چه بلایی بر سر فرهنگ این مملکت می آورند.



یکشنبه دوم بهمن 1390 :: 22:50 ::  نويسنده : صالحون :: موضوع: سیاسی

این گزارش حاوی تمام متن و حاشیه‌های "جدایی نادر از سیمین" و پاسخ به یک سؤال بزرگ است. چرا غرب تا این اندازه به فیلم اصغر فرهادی اقبال نشان می‌دهد؟

منبع : معلم مبارز



سیاسی       فرهنگی       مذهبی       شهرستان ورامین
کلیه حقوق این سایت متعلق به گروه فرهنگی صالحون می باشد و هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز است.